close
تبلیغات در اینترنت
مقاله
loading...

مرکز دانلود پروژه ، تحقیق ، جزوه و مقالات دانشجویی

مقاله

ویژگی‌های تربیت اسلامی

علی جعفر مهدیخانی بازدید : 107 دوشنبه 02 مرداد 1391 نظرات ()

تربیت اسلامی اصولاً از خصوصیات منحصر به فردی برخوردار است که ذیلاً به اهم جوانب آن پرداخته می‌شود:

۱ـ تربیت اسلامی در صدد بارآوردن انسان صالح است. البته هدف مکاتب تربیتی دیگر، غالباً در آماده سازی فرد به اساس اصل خدمت به وطن و آنچه اخلاق ملی خوانده می‌شود، خلاصه می‌گردد و در بستر ارزش‌های انسان شمول رشد و نمو نمی‌کند. لذا تمام اصول تربیتی از قبیل وفاء، درستکاری، صلح، عدم تجاوز بر حقوق دیگران، عدم تقلب در تولید کالا و امثال آن در مکتب‌های بیگانه، نسبی بوده و در همه حال بستگی به مصالح ملی و میزان خدمت به وطن دارد. پس انسان شایسته از نقطه نظر غربی، همان است که اخلاقیاتش از منافع ملی و قومی او سرچشمه گیرد و تنها به ارزش‌هایی متعهد باشد که به مصلحت وطنش می‌انجامد و بس!


اما اسلام عزیز از چنین دوگانگی در اهداف تربیتی، بیزار بوده و اخلاق بر حساب مصلحت را نمی‌پذیرد. اخلاق در اسلام عبارت از یک سلسله ارزش ایمانی است که انسان مسلمان در هر وقت و زمانی باید به آن ملتزم باشد و از پیامد آن هم بیم نکند.

ازینرو مسلمان در هرجا و هر زمانی راستگو و درستکار بوده و از خیانت با مسلمان و یا غیرمسلمان اجتناب می‌ورزد. و اگر به این دست از ارزش‌های اخلاقی و تربیتی پابند نبود، دانی که او از اسلام دور و یا روش تربیتی او ناتمام بوده است. و البته برنامه تربیتی سالم و پخته اسلامی، همان برنامه‌ای است که افرادی را بارآورد که علیرغم تفاوت در رنگ و بو و یا در چهارچوب مصالح قومی، بازهم در حوزه اخلاق و تعهد به اصول تربیتی باهم یکسان و همنوا باشند.

۲ـ تربیت اسلامی عمدتاً یک تربیت الهی است. جنبه ایمانی و ربانی بودن در تربیت اسلامی از مهمترین ویژگی‌های آن به شمار می‌رود. بدیهی است که تربیت اسلامی قبل از همه در صدد ساختن انسان مؤمن و بادیانت می‌باشد. و البته ایمان در قاموس اسلام تنها حرفی بر زبان و یا آوازی در هوا نیست، بلکه ایمان حقیقتی است که دامنه شعاع آن وقتی به عقل می‌رسد، آن را قانع می‌سازد و چون به عاطفه سرایت می‌کند، آن را می‌شوراند و هرگاه به اراده می‌پیوندد، آن را برمی‌انگیزد و به حرکت درمی‌آورد و بالاخره ایمان پدیده‌ای است که در قلب جا می‌گیرد و عمل آن را تصدیق می‌کند. خداوند می‌فرماید:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آَمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ. ( الحجرات/ ١۵)
مؤمنان راستین کسانی‌اند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند و در ایمان خویش متزلزل نیستند و با مال و جان در راه خدا به جهاد و مبارزه ی‌یپردازند.

همچنان ایمان از دیدگاه اسلام، تنها شناخت ذهنی مجرد از نوع شناخت علمای کلام و فلاسفه و یا محض ذایقه روحی همانند جذبات صوفیانه و یا مجرد سلوک تعبدی خالص از قبیل سلوک زاهدان نمی‌باشد. بلکه ایمان اسلامی از مجموع این امتیازات برخوردار بوده که افراط و تفریط در آن راه ندارد و علاوه‌بر آن ایمان یگانه نیرویی است که به اعمار زمین بر اساس حق و عدالت می‌پردازد و زندگی را پر از خیر ساخته و بشر را به سوی رشد و تکامل در تمامی عرصه‌ها و زمینه‌ها سوق می‌دهد.

نباید فراموش کرد که محور تربیت ربانی، همانا قلب زنده و بیداری است که متوجه خداوند بوده و به ملاقات و بازپرس او در روز رستاخیز باور قاطع داشته و به رحمتش امیدوار و از عذابش بیمناک می‌باشد. در حدیث آمده است: “آگاه باشید که در بدن، پاره گوشتی است که اگر صلاح یافت، همه بدن صلاح می‌یابد و اگر فاسد شد، بدن را نیز فاسد می‌گرداند. و آن قلب است”. قلب زنده همواره مورد توجه خداوند و جایگاه تجلیات و روشنایی‌های او بوده و سلامت آن هم تنها وسیله‌ای است که بنده آن را به پیشگاه خداوند در روز قیامت بخاطر نجات خویش تقدیم می‌کند. خداوند می‌فرماید:

یَوْمَ لَا یَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ (۸۸) إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ.( الشعراء/٨٨ – ٨٩)
در آن روز به کسی مال و فرزندش سودی نمی‌بخشد، مگر کیی که در پیشگاه خداوند همراه با قلب سالم حاضر گردد.

هرگاه انسان دارای قلبی نباشد که با ایمان اعمار شده و با نور یقین روشن است، پس او انسانی است مرده که گرچه ظاهراً با زندگان محشور است، اما آب حیات را نچشیده و لذت زندگانی را لمس نخواهد کرد.خداوند می‌فرماید:

أَوَمَنْ کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا. (الأنعام/ ١٢٢)
آیا آن کسی که مرده بود و ما او را زنده کردیم و برایش نوری بخشیدیم که با پرتو آن در میان مردم راه می‌رود، همانند کسی است که در تاریکیها به سر می‌برد و راه بیرون رفتن از آن را ندارد؟!

با توجه به این حقایق است که تربیت اسلامی قبل از همه در صدد زنده‌سازی و تقویه دل‌های مردم بوده تا آن را از خراب و فساد جلوگیری کند و به راه سلامت و اطمینان استوار گرداند.

خداوند می‌فرماید:أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آَمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ. (الحدید/١۶)
دل‌های مؤمنان باید هنگام یاد خدا و آنچه از حق نازل فرموده، خاشع باشد. نه مانند اهل کتاب که چون مهلت طولانیتر شد، دل‌هایشان نیز سخت‌تر گردید.
آری، با این شیوه تربیتی سازنده است که قلب مؤمن نرم و لطیف شده و در برابر رنج‌ها و ناملایمت‌ها نیروی مقاومت و شکیبایی یافته و حتی از هر درد و مصیبتی که در راه خدا به وی برسد، احساس لذت می‌کند و دایم لبریز از رضا و خوشنودی می‌باشد. البته قلب انسان درست همانند بدنش به سه چیز نیاز دارد: یکی به پاسداری و حفاظت تا سالم بماند. دوم به غــذا تا زنده بماند. سوم به علاج و مداوا تا درمان شود. پس نخستین چیزی که قلب را از آن باید نگه داشت، حب دنیا است. زیرا حب دنیا منشأ هر گناه و اساس هر درد و مصیبت است. و البته یقین به آخرت و یادآوری پاداش الهی و بازپرس او در آن روز و همچنان درک و لمس این حقیقت که آنچه در نزد خدا است با ارزش و آنچه در نزد ما است بی‌اهمیت است، بهترین وسیله پاسداری و نگهداری دل از گزند این بیماری می‌باشد. خداوند می‌فرماید:

مَا عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ. (النحل/ ٩۶)
آنچه در نزد شما است، فانی و آنچه در نزد خدا است، همیشه ماندنی است.

همچنان فرموده است:
زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآَبِ. قُلْ أَؤُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذَلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ.( آل‌عمران/ ١۴ – ١۵)
محبت امور مادی از قبیل زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب‌های ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است. اینها سرمایه زندیی پست هستند و البته فرجام نیک در نزد خدا است. بگو آیا شما را از آنچه بهتر از این همه باشد، آگاه کنم؟ آن اینکه برای پرهیزگاران در نزد پروردگارشان باغ هایی است که دارای نهرها بوده و در آنجا جاودان خواهند ماند. و همچنان ایشان را همسران پاکیزه توأم با خوشنودی الهی است و خداوند به همه بندگان خویش بینا است.

البته شهوات انسان صرف در گرایشات مادی از قبیل غریزه جنسی، شهوت شکم و حب مال و جاه خلاصه نمی‌گردد. بلکه فراتر از اینها شهوات خطرناکتر دیگری وجود دارد که اصولاً شهوات قلبی و هوای نفسانی خوانده می‌شود و در واقع بدترین پدیده‌ای است که بازهم مورد پرستش و کرنش طبقه‌ای از انسان ها قرار می‌گیرد! چنانچه خداوند فرموده است:

فَإِنْ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنَ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَیْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ. (سوره القصص/۵۰)
چه کسی گمراه‌تر از شخصی است که بجای پیروی از رهنمود الهی از هوای نفسانی خود پیروی می‌کند؟ یقیناً که خداوند گروه ستمکار را راهنمایی نخواهد کرد.

یکی از مرض‌های کشنده‌ای که قلب آدمی را میرسد و بالاخره آن را فلج می‌سازد، همانا شهوت جاه طلبی و حب ریاست و عشق شهرت در میان مردم و امثال اینها است. متأسفانه بسیاری از مردم این چنین مهلکات معنوی را که دامنگیر افراد و جامعه‌ها است، از نظر دور انداخته و کلیه توجه و اهتمام خود را صرف مهلکات ظاهری از قبیل دزدی، زنا، شراب نوشی و امثال آن می‌کنند. در حالی که مهلکات معنوی از حیث زیان و خطر به مراتب بالاتر از مهلکات ظاهری بوده و تأثیر منفی آن در هردو قلمرو فرد و جامعه بیشتر می‌باشد. و البته یگانه درمان بیماری قلب، همانا ادامه رابطه با خداوند و ذکر دایمی او در ضمن شکر نعمت ها و عبادت شایسته او تعالی می‌باشد و تنها از همین رهگذر است که دل بیمار شفا یافته و در راه مستقیم استوار می‌گردد. خداوند می‌فرماید:

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ.( الذاریات/۵۶)
من انسان و جن را صرفاً بخاطر عبادت آفریده‌ام.

روی هم رفته، جنبه ایمانی و ربانی در تربیت اسلامی از مهمترین ویژگی‌های آن به حساب می‌آید و برنامه تربیتی اسلام روی همین محور در چرخش است، بگونه‌ای که نسل خداجویی را بارمی‌آورد که در هر کار به خداوند توجه داشته و جز خوشنودی او هدف و مرام دیگری به دل ندارند. از اینرو هر حرکت و جنبش اسلامی در صورتی که تربیت افراد با تربیت ایمانی و ربانی در صدر برنامه کار و فعالیتش قرار نگیرد، ناکام و نافرجام است. به این معنا که هرنوع فعالیت و تلاش دیگر آن بی‌نتیجه بوده و تأثیر ثمربخشی در جهت رسیدن به هدف از خود بجا نخواهد گذاشت.

البته از جمله اصول اساسی که تربیت اسلامی در زمینه تربیت معنوی انسان از طریق انجام عبادت و پرستش سالم مقرر داشته است، قرار ذیل می‌باشد.

التزام به سنت و روش پیامبر صلی الله علیه وسلم و خودداری از هرنوع بدعت.

اهتمام به فرایض دینی.چنانچه در حدیث قدسی بنا به روایت بخاری آمده است: ادای فرایض، کوتاهترین راه رسیدن بنده به من می‌باشد.

رغبت در ادای نماز با جماعت.

میل به انجام عبادات نفلی.

رغبت در ذکر و یاد همیشگی خداوند.

نباید فراموش کرد که بهترین نوع ذکر، همانا تلاوت قرآن بوده و ضمناً تسبیح و تمجید و تهلیل و تکبیر و دعاء و استغفار و درود گفتن بر حضرت محمد صلی الله علیه وسلم از طریقه‌های دیگر ذکر به شمار می‌رود. همچنان توبه نصوح و استغفار راستین از مهمترین وسایل معالجه دل‌های بیمار می‌باشد. به این معنا که باید انسان شعور به گناه داشته و در عین حال از کیفر الهی در هراس باشد و آنگه از صدق بندگی به خداوند تضرع نموده و به گناهش عاجزانه اعتراف و سپس از بابت کرده‌هایش پوزش بخواهد. چنانچه خداوند با حکایت از نحوه توبه آدم و حواء می‌فرماید:

قالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ.( الأعراف/۲۳)
پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم. اینک اگر تو ما را مشمول بخشایش و رحمت خود نسازی، یقیناً که زیانکار خواهیم بود.

پس انسان مسلمان و دعوتگر وقتی مسئولیت ایجاد دگرگونی در صحنه زندگی را بدوش می‌گیرد و می‌خواهد که بر وفق منهج متکامل تربیت اسلامی در این راه به پیش رود، نخست باید از خودش آغاز کند. زیرا خودسازی یگانه وسیله بهتر و مؤثر در راستای جامعه سازی و ایجاد تحول مثبت در زندگی می‌باشد.

انواع خانواده از نظر تربیت کودک

علی جعفر مهدیخانی بازدید : 103 دوشنبه 02 مرداد 1391 نظرات ()

انواع خانواده ها از نظر تربيت


به طور خلاصه از نظر نحوه تربيت كود ك و بطور كلي نحوه اداره سيستم خانواده مي توان 4 نوع خانواده را مشخص كنيم كه عبارتند از



الف - خانواده خشك و سخت گير ( والدين سخت گير و مستبد )

ب - خانواده سهل گير و آسان گير

ج - خانواده گسسته (‌ خانواده پريشان )

د - خانواده دمكرات (‌ خانواده سالم )



به علت مهم و مبسوط بودن اين مبحث ، هر يك از اين 4 دسته خانواده را در يادداشتي جداگانه شرح خواهيم داد





الف - خانواده خشك و سخت گير



1 - پدر و مادر ها با بچه ها همان طور رفتار مي كنند كه والدين خودشان رفتار كرده اند.



2 - تصميم گيري با يكي از والدين خصوصا پدر انجام مي گيرد. معمولا پدر خانواده حاكم بر رفتار و اعمال فرزندان است و هيچ يك از اعضاي خانواده اجازه اظهار نظر ندارند



3 - والدين چنان رفتار مي كنند كه فرزندان مي آموزند حق هيچ گونه ابراز عقيده اي را - حتي در مواردي كه مي تواند مانع از بروز بعضي مشكلات براي خانواده گردد - ندارند.



4 - اگر فرزندان از فرمان والدين اطاعت نكنند ‍ ، والدين آنان ناراحت ، خشمگين و آزرده خاطر مي شوند.



5 - فرزندان جرات سئوال كردن در مورد انجام دادن يا انجام ندادن كارها را ، از والدين خود ندارند.



6 - والدين بر رفتا و كارهاي فرزندان خود كنترل شديد دارند و همه تصميمات را شخصا اتخاذ مي كنند.



7 - والدين دليلي را - براي دستوراتي كه صادر مي كنند - براي فرزندان خود ارائه نمي دهند و از آنان مي خواهند بدون چون و چرا از اين دستورات اطاعت كنند.



8 - نسبت به رعايت نظم و انضباط ،‌ ارزشي افراطي قايل هستند و والدين توانايي تحمل هيچ گونه بي نظمي را از طرف فرزندان خود ندارند.



9 - به سخنان كودكان خود گوش نمي دهند و اگر هم سخني را بشنوند براي آن است كه با آن مخالفتي را نشان دهند.



10 - در مواردي كه فرزندان خود را نصيحت يا آنان را از انجام دادن كاري منع مي كنند ،‌ دليل خاصي را ارائه نمي دهند.



11 - براي تصميات فرزندان خود ،‌ حتي اگر اين تصميمات معقول و مستند باشد ،‌ احترام قائل نيستند.



13 - معتقدند كه چون سن ‍، تجربه و دانش آنان بيشتر از فرزندانشان است ‍، بنابراين ، حق دخالت در همه امور و حتي در خصوصي ترين كارهاي فرزندان خود را دارند.



14 - برخورد آنان با فرزندان خود احترام آميز نيست و حتي از تحقير فرزندان خود در حضور ديرگان نيز ابايي ندارند.



15 - غالبا نيازهاي عاطفي كودكان ارضاء نمي شود.



16 - ممكن است كه والد ضعيف در چنين خانواده اي با كودكان ائتلاف كند در چنين حالتي ارزش هر دو والد نزد كودك شكسته مي شود . اگر بنا باشد يكي از والدين به عنوان منبع قدرت خانواده آسيب ببيند مي توان تصور كرد والد ديگر نيز ارزش پيشين خود را نخواهد داشت.



17- چنين كودكاني احتمالا جذب گروه هاي بيرون شده و با عزت نفس پائين كه دارند دچار بزهكاري مي شوند.



18 - بسياري از اين والدين ممكن است به خاطر كمال گرايي كه دارند ، كودكان را تحت فشار قرار دهند و از آنها بالاترين انتظارات را داشته و پيوسته به شكل نوين بر آنها سخت گيري كرده و برنامه هاي سخت گيرانه برايشان تدارك ببيند.



19 - احتمال دروغ گويي و ريا كاري در كودكان چنين خانواده هايي به علت ترس از تنبيه و سرزنش افزايش مي يابد.



20 - چنين كودكاني به علت اينكه مرتبا علايقشان سركوب شده و موجب تحقير قرار گرفته اند و همچنين ديگران براي اموراتشان تصميم گرفته اند ،‌ از خلاقيت كمي برخوردارند . اگر چه ممكن است به علت سخت گيري والدين از نظر آموزش بعضي از مهارتها ، پيشرفتي كرده باشند.



21 - اضطراب ،‌ افسردگي ،‌ همچنين وسواس و كمال گرايي ،‌ نا اميدي و بسياري از مشكلات رواني ممكن است دامنگير كودكان خانواده هاي سخت گير گردد.



22 - غالبا والدين سخت گير ، خود را منطقي نيز تصور مي كنند. و براي هر كارشان دليل تراشي مي كنند. ولي غير مستقيم به خاطر سختي گيري آنهاست كه كودكان فرمانشان را اجرا مي كنند نه منطقشان.







ب )‌ خانواده سهل گير و آسان گير



http://persianblog.com/

1 - پدر و مادر به دنبال نيازهاي ارضاء نشده خودشان هستند. دنبال جواني و نوجواني و دل مشغولي هاي خود هستند.



2 - به امر تربيت و ارضاء نيازهاي جسمي و رواني كودك نمي پردازند و چون آسانگير هستند ،‌ براي خاموش كردن صداي بچه ،‌ هر چه كودكشان از آنها مي خواهد ، آنها انجام مي دهند . لذا كودك پرتوقع تربيت مي شود.



3 - هدفها و انتظارات برايشان روشن نيست و به همين دليل ، در تربيت فرزندان خود از روش ، فلسفه يا ديدگاه خاصي پيروي نمي كنند.



4 - هيچ نوع كنترلي بر رفتار فرزندان خود ندارند و آنان را كاملا آزاد مي گذارند تا به هر نحوي كه خود مايل هستند ‍،‌ شيوه هاي خاص زندگي خود را انتخاب و به كار گيرند.



5 - هيچ نوع انتظار و توقع خاصي از فرزندان خود ندارند و فرزندان نيز به نوبه خود مي آموزند كه والدين نبايد از آنان انتظار خاصي را داشته باشند.



6 - نسبت به رفتار فرزندان خود ‍،‌ حتي در مواردي كه مورد آزار و اذيت خود آنان و ديگران قرار مي گيرند ‍،‌ توجه خاص نشان نمي دهند و در اين موارد ، بي تفاوت عمل مي كنند.



7 - اگر فرزندان خانواده از دستورات آنان اطاعت نكنند ، ناراحت نمي شوند و چنان رفتار مي كنند كه گويي عدم اطاعت از دستورات والدين امري طبيعي ، عادي و متداول است.



8 - در پاداش دادن - وقتي از فرزندان رفتار پسنديده اي سر مي زند - يا تنبيه آنان - در هنگامي كه كار خلاف از آنان سر مي زند - اهمال مي كنند و بي تفاوت هستند (‌به ياد داشته باشيم كه منظور از تنبيه كردن در معناي روانشناختي آن ،‌ محروم كردن فرزند از پاداش است و تنبيه بدني مورد نظر نمي باشد).



9 - شيوه هاي رفتاري والدين چنان است كه در فرزندان اعتماد لازم را نسبت به آنان ايجاد نمي كند.



10 - نسبت به تكاليف و نمرات درسي فرزندان خود توجه نشان نمي دهند و علاقه اي نيز به همكاري با معلمان و مديريت مدرسه محل تحصيل آنان ندارند.



11 - آنچه را كه فرزندان اراده كنند يا بخواهند ، براي آنان تهيه مي كنند و در اين مورد ،‌ سليقه خاصي را اعمال نمي كنند.



12 - هيچ گونه تلاش خاصي را در زمينه استقلال فرزندان خود انجام نمي دهند و چنانچه يكي از فرزندان شديدا به آنان وابسته باشد ،‌ كار خاصي را در زمينه كاهش اين نوع وابستگي كه بعدا براي آنان مشكل ساز خواهد بود ،‌ انجام نمي دهند.



13 - نظم و ترتيب را در محيط خانواده رعايت نمي كنند و از فرزندان خود نيز انتظار خاصي در اين زمينه ندارند.



14 - فرزندان خود را براي انجام هر كاري آزاد مي گذارند و حتي در مواردي كه مداخله آنان لازم به نظر مي آيد ، دخالت نمي كنند.



15 - اين بچه ها چون در زندگي با موانع مواجه نشده است ،‌ لذا وقتي وارد جامعه مي شود به خاطر عدم تجربه كافي ، زود تسليم ميشود و شكننده هست.







ج ) خانواده گسسته يا خانواده پريشان

http://persianblog.com/





در اين خانواده ها بعلت اختلاف بين والدين ، معمولا به صورت قهر و آشتي به سر مي برند كه تاثير منفي روي كودكان مي گذارد



2 - گاهي كودك به عنوان قاضي در نظر گرفته مي شود و گاهي قرباني يكي از طرفين مي گردد



3 - كودك علاوه بر اينكه نيازهاي رواني و جسمانيش ارضاء نمي گردد ،‌ بتدريج الگوهاي پرخاشگري را مي آموزد . (‌ كودكاني كه بدون مقدمه بچه هاي ديگر را مي زند)



4 - ميزان ارزش و احترامي كه هر يك از افراد خانواده براي خود قائل هستند ‍ ، ناچيز است



5 - چهره افراد خانواده غالبا عبوس و افراد خانواده معمولا غمگين ‍، گرفته ‍،‌ افسرده و بي احساس به نظر مي آيند



6 - گوش افراد خانواده براي شنيدن خواسته هاي يكديگر سنگين است و صداي آنان يا بلند و خشن و گوشخراش است و يا به اندازه اي آرام و نجوا مانند است كه به سختي قابل شنيدن مي باشد



7 - نشانه دوستي و صميمت در بين افراد خانواده كم است و در مواردي حتي از وجود يكديگر نيز بي اطلاع هستند



8 - شوخي هاي افراد خانواده با يكديگر در بيشتر اوقات گزنده ‍،‌ بيرحمانه و مبتني بر قساوت قلب است



9 - بزرگترهاي خانواده تا آن ميزان سرگرم امر و نهي كردن و دستور دادن به كوچكتر ها هستند كه براي مثال پدرو مادر هرگز نمي فهمند فرزندان آنان داراي چه ويژگيهاي شخصيتي هستند



10 - فرزندان خانواده كمتر از وجود پدر و مادر خود به عنوان دو انسان بالغ ‍ ،‌ فهميده ،‌ باشعور ،‌ اصيل و دوست داشتني ،‌ بهره مند مي شوند



11 - پدر و مادر براي احترازو دوري از يكديگر ، آن چنان خود را مشغول كارهاي خارج از محيط خانواده مي كنند كه گويي تنها وظيفه آنان كار كردن و تامين مايحتاج زندگي است



12 - افراد خانواده ، احساس تنهايي و بي ياور بودن مي كنند و به اين باور مي رسند كه بيچاره و نگون بخت هستند و در واقع نوعي درماندگي آموخته شده را تجربه مي كنند



13 - افراد خانواده غالبا تكانشي عمل مي كنند ‍ ،‌ عصبي هستند ، احساس گناه و تقصير مي كنند يا بر عكس ‍ ،‌ احساس مي كنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و براي جبران اين احساس گاه با يكديگر رفتاري بسيار خشونت آميز و غير انساني نشان مي دهند



14 - افراد خانواده براي كنترل امورغير ممكن ،‌ تلاش فراوان مي كنند و هرگز متوجه نمي شوند كه انجام بعضي از خواسته هاي آنان به وسيله طرف مقابل ‍، غير ممكن است



15 - افراد خانواده گاه گرفتار مشكل كمال طلبي مي شوند و در اين راه ،‌ هم خود متحمل فشارهاي رواني زياد مي شوند و هم بر افراد ديگر خانواده فشارهاي فزاينده اي را مي آورند



16 - افراد خانواده حالت اصطلاحا نهايت نگري دارند. و در نظر آنان همه پديده هاي عالم در دو حد يك طيف هستند و هر پديده ‍ ، شي ، صفت ،‌ مفهوم يا سفيد است يا سياه - يا خوب است يا بد - يا زيان آور است يا سودمند - يا دوست داشتني است يا غير دوست داشتني - لذا هيچ حد واسطي را در نظر نمي گيرند



17 - وابستگي افراد خانواده با يكديگر نا سالم است و در اين موارد يا نسبت به احساسات ، خواسته ها و نيازهاي خود بي توجه هستند يا خود را مركز و محور عالم به حساب مي آورند و خود خواهي آنان در همه رفتارهايشان تجلي پيدا مي كند



18 - افراد خانواده نسبت به هر موضوع يا پديده اي تعصب بي مورد و شديد نشان مي دهند و اين ويژگي باعث مي شود از استدلال ، منطق ، و عقل سليم فاصله بسيار داشته باشند



19 - افراد خانواده و خاصه فرزندان اين خانواده ها با يكديگر به رقابت ناسالم مي پردازند و موفقيت يكي از آنان در زمينه خاصي ( مثل موفقيت شغلي ‍ ، خريد يك ماشين ، خريد يك لباس و ... ) موجب رنجش ، نگراني ،‌ اضطراب و حسادت شديد فرد يا افراد ديگر خانواده مي شود



20 - افراد خانواده مسائل و مشكلات خود را انكار مي كنند و به همين دليل نيز مشكلات آنان هرگز حل نمي شود و اين مشكلات در همه ابعاد رفتاري آنان تجلي پيدا مي كند



21 - افراد خانواده در مورد خود و ديگران به داوريها و قضاوت هاي نادرست مي پردازند و يكي از اعتياد هاي مضر و در عين حال لذت بخش آنان ‍ ، غيبت و بدگوئي از ديگران است



22 - دروغگويي در بين اعضاي خانواده شايع است و هر يك از افراد خانواده ياد گرفته اند كه براي اجتناب از درگيري و مشاجره هاي پايان ناپذير بعدي ، به افراد ديگر دروغ بگويند.



23 - به سادگي افراد خانواده به يكديگر فحش مي دهند ،‌ همچنين خشونت هاي جسمي نيز رايج است. و نگرش هر يك از افراد خانواده بر اين استوار است كه طرف مقابل آنان فردي خود راي ،‌ نفهم ، خود خواه و ... است و بهترين راه براي به زانو در آوردن او كتك زدن و تحقير اوست



24 - نگرشهاي افراد خانواده در زمينه هاي مختلف ، تحريف شده است و باورداشتهايي نظير - به زن نمي توان اعتماد كرد - همه آدمها بد هستند - هر فرد بايد فقط به فكر خودش باشد و ... به سادگي تبليغ مي شود



25 - فرزندان خانواده ميل شديدي را براي مورد تاييد قرار گرفتن به وسيله اولياي خود نشان مي دهند و با از دست دادن هويت خود و نيز بر خلاف ميل و خواسته خويش ‍، به خواسته هاي هر چند نادرست پدر و مادر يا بزرگترها تن در مي دهند



26 - احساس عدم رضايت از خود يا حالت از خود راضي بودن افراطي در بين افراد خانواده شايع است و آثار اين نوع احساس در همه ابعاد رفتاري آنان مشاهده مي شود



27 - احساس تنهايي و بي يار و ياور بودن در بين اعضاي خانواده شايع است و در اين راه به بن بست رواني يا غم و اندوه و مزمن و افسردگي مي رسند



۲۸ - افراد خانواده از اضطراب دائمي و احساس سردرگمي در رنج هستند و به همين دليل ، اختلالات شناختي ، هيجاني و نيز اختلالات رفتاري در بين اين خانواده ها شايع است


د ) خانواده سالم يا خانواده دمكرات



1 - افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعي اصالت توام است



2 - افراد خانواده به طور آشكار رنج و ناراحتي و نيز احساس همدري خود را نسبت به افراد ديگر خانواده بيان مي كنند



3 - افراد خانواده از ريسك (‌خطر كردن )‌ معقول و سنجيده نمي هراسند و مي دانند كه ممكن است با خطر كردن اشتباهاتي نيز داشته باشند ‍ ، ولي اشتباهات شخصي هم مي تواند خود مقدمه اي براي شناخت اشكالات شخصي و بنابراين زمينه اي جهت رشد و كسب تجربه بيشتر باشد



4 - افراد خانواده براي يكديگر ارزش و احترام قايل اند و يكديگر را دوست دارند و از اين احساس خود شادمان هستند



5 - روابط افراد خانواده با يكديگر هماهنگ و روان است و با آهنگي پرمايه و روشن با يكديگر سخن مي گويند



6 - زماني كه در خانواده سكوت برقرار است ‍، سكوتي است آرامبخش و نه سكوت مبتني بر ترس يا احتياط



7 - وقتي در خانواده سرو صدا هست ‍، صداي فعاليتي پر معني است و نه غرشي رعد آسا و براي خفه كردن صداي ديگران



8 - هريك از اعضاء خانواده مي دانند حق آن را خواهند داشت كه حرف خود را به گوش ديگران برسانند و در اين زمينه نيازي به سكوت و تحمل فشار حاصل از آن نمي باشد



9 - اگر يكي از اعضاي خانواده هنوز فرصتي براي صحبت كردن پيدا نكرده است ‍، به دليل تنگي وقت بوده است و نه كمي محبت ‍ ،‌ كم توجهي يا بي ملاحظه بودن اعضاي ديگر خانواده



10 - اعضاي خانواده به راحتي يكديگر را نوازش مي كنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدر و مادر امري است عادي و توام با تجربه عشق و محبت خانوادگي



11 - افراد خانواده صادقانه با هم صحبت مي كنند ، با علاقه به سخنان يكديگر گوش مي دهند ، با يكديگر رو راست و صادق هستند و به راحتي علاقه خود را به يكديگر نشان مي دهند



12 - افراد خانواده به راحتي و آزادنه با يكديگر درد دل مي كنند و اين حق را دارند كه درباره هر موضوعي (‌ مثل ناكاميها ، ترسها ، صدمه هايي كه ديده اند ،‌ خشم خود ،‌ انتقاد از ديگري ، خوشيها يا كاميابيها )‌ ،‌ با يكديگر سخن بگويند



13 - افراد خانواده براي كارهاي خود برنامه ريزي مي كنند و در اين راه اگر مشكلي با مزاحم اجراي برنامه هاي از قبل تعيين شده آنان شود ،‌ به سادگي خود را با آن تطبيق مي دهند و در نتيجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس يا واهمه ،‌ بيشتر مشكلات زندگي خود را حل و فصل كنند



14 - در خانواده ،‌ زندگي آدمي و احساسات بشري، بيش از هر عامل ديگري مورد توجه و احترام است



15 - در خانواده ،‌ پدر و مادر خود را مدير يا رهبر خانواده مي دانند و نه رئيس يا ارباب خانواده و نيز مي دانند كه در موقعيت هاي مختلف چگونه به فرزندان خود بياموزند تا به مرحله يك انسان واقعي بودن نزديك شوند



16 - اعضاي خانواده در مورد اشتباهات خود (‌ در قضاوت ، رفتار ،‌ بروز هيجانها و ... ) به همان سهولتي با يكديگر سخن مي گويند كه در مورد اعمال ، كردار و گفتار صحيح خود اظهار نظر مي كنند



17 - رفتار اولياي خانواده با آنچه به فرزندان خود مي گويند - يا توصيه مي كنند - مطابقت كامل دارد و در اين راه از خود صداقت بسيار نشان مي دهند



18 - پدر و مادر خانواده مانند هر مدير يا رهبر موفق ،‌ نسبت به زمان حساس هستند و مترصد آن مي باشند تا از هر فرصت مناسب براي سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود ،‌ استفاده كنند



19 - اگر يكي از افراد خانواده مرتكب اشتباهي شد و نادانسته خسارتي ايجاد نمود ، پدر و مادر و بزرگترها در كنار او قرار مي گيرند تا از او حمايت كنند . اين رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بي دقت ،‌ بر احساس ترس يا گناه خود فايق آيد و از فرصت آموزشي كه پدر و مادر براي او فراهم كرده اند ،‌ بيشترين بهره را بگيرد



20 - اولياء خانواده مي دانند كه فرزندانشان عمدا بدي نمي كنند. به همين دليل ، اگر متوجه شوند كه فرزند آنان در زمينه اي خرابكاري كرده است به اين نتيجه مي رسند كه يا سوء تفاهمي در كار بوده است و يا احساس ارزش فردي و احترام به خويشتن ،‌ در فرزند آنان كاهش پيدا كرده است و بايد براي اين مشكل راه حلي را پيدا كرد



21 - اوليا خانواده مي دانند هنگامي فرزند آنان براي يادگيري آمادگي بيشتري خواهد داشت كه خود را با ارزش بداند و احساس كند كه ديگران نيز براي او ارزش قايل هستند



22 - اولياء‌ خانواده مي دانند كه هر چند با شرمنده ساختن كودك و تنبيه بدني فرزندان مي توان رفتار آنان را تغيير داد ،‌ اما اين آگاهي را نيز دارند كه آثار اين تنبيه ها بر ذهن آنان باقي مي ماند و به سادگي و به سرعت قابل ترميم نمي باشد



23 - وقتي يكي از فرزندان خانواده عملي را انجام مي دهد كه براي تصحيح عمل يا كار او الزامي به نظر مي آيد ، پدر و مادر آموزش فرزند خود را با گوش دادن - حس كردن - فهميدن - و در نظر گرفتن زمان و دوره خاص رشد او ، آغاز مي كنند



24 - پدر و مادر خانواده مي دانند كه در زندگي هر شخص مشكلاتي پيش خواهد آمد و اجتناب از همه مشكلات زندگي امكان ناپذير مي باشد . بنابراين گوش به زنگ آن هستند كه براي هر مشكل تازه ،‌ راه حلي پيدا كنند و به فرزندان خود نيز مي آموزند تا چگونه در حل مشكلات از خلاقيت و نو آوري بهره بگيرند



25 - اولياي خانواده مي دانند كه تغيير و تحول از ويژگيهاي زندگي است ، بنابراين ، مي پذيرند كه فرزندان آنان به سرعت مراحل مختلف رشد را طي مي كنند و هيچگاه نبايد سد راه رشد و تغيير فرزندان خود شوند





خلاصه :



گفته مي شود كه از هر صد خانواده تنها در صد اندكي ( سه يا چهار خانواده ) مي دانند كه چه بايد كرد و به مرحله سلامت و بالندگي قابل توجه رسيده اند. محصول خانواده هاي پريشان يا آشفته فرزندان بيمار ،‌ نوميد ، افسرده ، بزهكار و ضد اجتماعي ،‌ معتاد و .... است و اكثريت افراد مبتلا به بيماري هاي رواني و اختلالات رفتاري ،‌ الكليك ، معتاد ‍ ‍، فقير ،‌ از خود بيگانه ،‌ جاني و ... در خانواده هاي پريشان رشد پيدا كرده اند.

مي توان ويژگيهاي مهم خانواده هاي پريشان و خانواده سالم را چنين خلاصه كرد.



خانواده آشفته :

1 - در خانواده ارزش و احترامي كه هر فرد براي خود قائل است در حد پائين مي باشد.

2 - ارتباطها غير مستقيم ، مبهم و كاملا نادرست است.

3 - قواعد و مقررات خانواده ،‌ خشك ، نامردمي ، ناسازگار و هميشگي است.

4 - پيوند و رابطه با جامعه بسته ، مايوس كننده و ياس آور است و براساس ترس انجام مي گيرد.


خانواده سالم يا بالنده

1 - سطح ارزش و احترامي كه هر فرد براي خود قايل است ، در حد معقول و منطقي مي باشد.

2 - ارتباطها مستقيم ،‌ واضح ، صريح و مبتني بر درستكاري است.

3 - قواعد قابل انعطاف ، انساني ، منطقي دستخوش تغيير است.

4 - پيوند با جامعه باز ، سالم و اميد بخش مي باشد.



اميدوارم خانواده سالمي را داشته باشيد . (‌يا - و )خانواده سالمي را در آينده تشكيل دهيد

تعداد صفحات : 4

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
اگر به دیگران آموختی،ممکن است قدر دانت نباشند اما تو در هر حال آموزنده باش
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    نظرسنجی
    نظر شما در مورد وب سایت چیست؟




    آمار سایت
  • کل مطالب : 19
  • کل نظرات : 10
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 4
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 5
  • باردید دیروز : 4
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 5
  • بازدید ماه : 9
  • بازدید سال : 9
  • بازدید کلی : 18,332
  • کدهای اختصاصی



    قالب ميهن بلاگ تقويم جلالي


    استخاره آنلاين با قرآن کريم
    ????

    كد عكس تصادفي